سخت بیمارم و بی حوصلگی برایم تبدیل به شخصیتی ماندنی در کنارم شده است . چایی ام را خوردم ، شعر سپید علیرضا قزوه را خواندم و دیگر چای سیاهم را سبز می بینم
نامه ی سفیر ایران را به مجله ی اشپیگل در رد آنچه که اشپیگل در مورد جعفر پناهی نوشته بود را خواندم و به یاد نامه ی پناهی به برلیناله افتادم . چه احساس غروری بود که تمامی فیلمسازان و از جمله برادران کوئن و چندین فیلمساز بزرگ دیگر برای او به پا خواستند و دست زدند و صندلی خالی سپید او را سبز دیدم . در اواخر ماه فوریه هستیم ومنتظر آن هستم که طبیعت رنگ سبز خود را دوباره بنماید
چای سبز
فوریه 21, 2011 بدست soshians113